تویی که نمیشناختمت !

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله !

 

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است
مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است
ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است
لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است
(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)

با شماییم که خود را خبری می‌دانید
و زمین را همه ارث پدری می‌دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید
فخر کردید که هم کاسه نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن
آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است
خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می‌آید
دیگر از خرد و کلان معجزه بر می‌آید

سنگ این قوم که سجیل شود می‌فهمید
آسمان غرق ابابیل شود می‌فهمید

پاسخت می‌دهد این طایفه با خون اینک
ذوالفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان! بخوانید که خاقانی از این خط گفته است
شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است
هان بترسید که طوفان طبس در راه است

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم
روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه‌ها بی تو دمادم سنگ است
یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

* حمیدرضا برقعی


مهدی
چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩

رستاخیز طبیعت

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست .

                 و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم

                                                و چه زیباتر رستاخیز انسان

                                                                در این عصر آهن وتباهی

عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم

مهدی
سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩

دیگر دلم از دست همه گرفته ، از دست همه

 

             از تمام کسانی که ساکن کوچه شهید … هستند اما وقتی پیرزنی قد خمیده را می بینند که زنبیلی حاوی نان و سبزی را بدست گرفته و به سختی قدم برمی دارد با حالتیکه انگار از بی معرفتی جوانان زمانه رنج می برند و می گویند تو را به خدا نگاه کن آیا پیرزن پسری ندارد که خود برای مایحتاج خانه این چنین سختی می کشد ؟ و نمی دانند این پیره زن مادر همان شهیدی است که آنها زیر تابلوی نام او ایستاده اند .

              از تمام کسانیکه ناکسند از عارفان بی معرفت ، از عالمانی که عادل نیستند ، از عادلانی که عارف نیستند ، از عارفانی که عاشق نیستند ، از عاشقانی که خالص نیستند و از مخلصانی که بسیجی نیستند …  از بسیجی نمایانی که جاهلند ، از ساکنان کوچه علی چپ ، از تمام خون هایی که رنگین ترند .

             از تمام آنها که نماینده مجلس هستند اما نماینده مردم نیستند ، از ذاکرینی که یاد خدا نمی کنند .
             از شورداران بی شعور ، از شعورداران بی شور .

             از آنهاییکه بین گل کاکتوس  و گل لاله فرقی نمی گذارند.
             از آنانکه نهج البلاغه و روزنامه را یک جور می خوانند  از حسین پرستان، حسین نشناس ، از حسین دوستان زینب آزار .
             از همه آنانکه زیارت عاشورا می خوانند اما عاشورایی نیستند .
             از تمام سوال کنندگانی که بدنبال جواب نیستند .
             از تمام آنانیکه هدفشان وسیله ایست که توجیه می کنند  از تمام آنهاییکه کربلا می روند اما کربلایی نیستند.
             از همه کسانی که قمه را فقط بر سر خود می زنند نه بر سر یزیدیان.
             از تمام کسانی که شمع بیت المال را به این خاطر خاموش می کنند که جیبشان نسوزد   از چشمهای نامحرم نواز ، از گوش هایی که کرهای مصلحتی هستند .
             از آنان که توجیه می کنند . از آنان که توجیه می شوند .
             از توجیه از توجیه از توجیه .

منبع :سایت شهدای دزفول

 

مهدی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ